گفت و گو: چند و چون های تاریخ شفاهی
در این مقاله سعی بر گفتگویی میان اساتید محترم جنابان
با ما همراه باشید.



 

‌ ‌‌‌گـفت‌وگو‌ چند و چون‌های تاریخ شفاهی

 

کتاب ماه:با استعانت از باری تعالی این جلسه‌ را‌ آغـاز‌ مـی‌کنیم. پیـش از هر سخنی جا دارد از استادان بزرگواری که در این جلسه‌ حضور‌ یافتند و نیز از حضار محترم تشکر کـنیم.همچنان‌که حضار محترم در جریان هستند‌،بحث امروز پیرامون تاریخ‌ شفاهی‌ و خاطرات است.تـاریخ شفاهی به عنوان یـک روش و وشـیوه نوین‌ در پژوهش‌های تاریخی،به ویژه غرب،به صورت کاربردی و روشمند مورد استفاده قرار می‌گیرد.

بدون شک،تاریخ شفاهی یکی از قدیمی‌ترین‌ شیوه‌های‌ تاریخ‌نگاری در جهان است که در درک مورخان و نؤلفان از وقایع‌ تاریخی تقش بـه سزایی ایفا می‌کند و اهمیت آن به عنوان یک‌ منبع در تاریخ‌نگاری جدید و معاصر قابل کتمان نیست‌.کتاب‌ ماه‌ تاریخ و جغرافیا و مجموعه همکاران این نشریه در هیأت تحریریه‌ با توجه به اهمیت تاریخ شفاهی و خـاطرات تـصمیم گرفت یکی از شماره‌های خود را به این موضوع اختصاص دهد.بحث‌ امروز‌ ما نیز به جایگاه تاریخ شفاهی و نحوه تاریخ‌نگاری شفاهی در تاریخ‌ معاصر می‌پردازد.

در کتب و مقالات اخیر که به فارسی تـرجمه شـده است،تعاریف‌ مختلفی از تاریخ شفاهی شده‌ است‌.برخی آن را نوعی گزارش‌ تاریخی می‌دانند و برخی خاطرات را تاریخ شفاهی می‌دانند و تعاریف دیگر متعدد دیگر نیز با توجه به برداشت شخصی نویسنده‌ از تـاریخ شـفاهی وجود دارد‌.برای‌ آغاز‌ بحث از جناب دکتر نورایی‌‌ تقاضا‌ می‌کنیم‌ اگر تعریف خاصی از تاریخ شفاهی و یا نظری در مورد تعاریف مختلفی که ازاین‌روش تاریخ‌نگاری شده است، دارند بیان بفرمایند.

دکتر‌ نـورایی‌:بـسم‌ اللّه الرحـمن الرحیم.در آغاز بحث از فرصت‌ فـراهم‌ شـده بـرای این گفت‌وگو و دست‌اندرکاران آن تشکر می‌کنم.

در مورد تاریخ شفاهی می‌توان تعاریف مختلفی بیان کرد.ولی‌ پیش‌ از‌ هر‌ چیز باید بگویم که یـک سـنت شـفاهی وجود دارد و یک‌‌ تاریخ شفاهی.در تعریف سنت شفاهی اسـت کـه تعریف تاریخ‌ شفاهی کم‌کم روشن می‌شود و از پرده بیرون می‌آید‌.سنت‌ شفاهی‌‌ عبارت است از مسائل و آگاهی‌های مختلفی که نسل‌اندرنسل و به‌ صـورت سـینه‌به‌سینه‌ انـتقال‌ پیدا کند.مانند:زبان،آداب‌ورسوم، اشعار،امثال و مانند آن.در این‌جا در بـاب سنت شفاهی باید‌ افزود‌ که‌ این خود نسل‌ها هستند که حافظ اطلاعات ماندگاری هستند که باید منتقل‌ شـود‌ و آنـان‌ نـیز آن را انتقال می‌دهند.بنابراین‌ بستری وسیع،عمومی و کلی به نام سنت شـفاهی‌ وجـود‌ دارد‌.

اما تاریخ شفاهی عبارت است ازر گفت‌وگویی فعال میان‌ مصاحبه‌کننده و مصاحبه شونده برای تولید‌ متن‌.یعنی مـورخ در بـستر تـاریخ شفاهی مصاحبه‌کننده است و ناقل یا راوی مواد مصاحبه‌ شونده‌ و نتیجه‌ی‌ آن موادی است کـه مـیان ایـن دو رد و بدل می‌شود؛یعنی:متن.این متن‌ ممکن‌ است بعدها تبدیل‌ به انواع نوشته‌ها شـود،در عـین حـال در زمان تولید‌،تاریخ‌ شفاهی‌‌ است.بنابراین از این منظر می‌توان گفت که هر نوع تـاریخی‌ از ابـتدای بشریت تاکنون‌ شفاهی‌ بوده است،یعنی ابتدا به‌ شکل گفت‌وگو مطرح شده اسـت.وجـه دیـگر‌ تاریخ‌ شفاهی‌ این‌ است که به همراهی و همکاری مصاحبه‌کننده تولید می‌شود و خودبه‌خودی نیست.اگـر خـودبه‌خود تولید شود‌،خاطره‌نگاری‌ نام‌‌ می‌گیرد.بنابراین در تاریخ شفاهی مصاحبه‌کننده که همان مورخ‌ اسـت،سـعی دارد‌ مـطالبی‌ را از لابه‌لای حافظه مصاحبه شونده،و براساس یک پروژه،جست‌وجو کند.تمام بحث بر سر این‌ است‌‌ کـه گـفت‌وگویی صورت گیرد و این گفت‌وگو فعال و هدایت شده‌ باشد.در همین‌ جاست‌ که وجـه تـمایز آن بـا خاطره‌نگاری مشخص‌‌ می‌شود‌.تاریخ‌ شفاهی معمولا در مورد مسائلی در باب‌ گذشته‌ی‌‌ نزدیک و قابل لمسی است کـه رفـته رفـته در حال از بین رفتن‌ است‌؛ولی‌ ممکن است شایستگی یا توان‌ انتقال‌ بـا اسـناد‌ را‌ نداشته‌‌ باشد.دلیل این عدم شایستگی یا‌ توانایی‌ می‌تواند متعدد باشد. اگر در این مورد بحث شـد،تـوضیحی خواهم داد‌.بنابراین‌ مورخ‌ در موضوعات بسیار نزدیک به‌ ما،مانند آسفالت خیابان‌ کـه‌ بـرای‌ خود تاریخ دارد،ولی‌ چگونگی‌ و مراحل آن در کمتر سـندی ضـبط مـی‌شود که مورخان بعدی به آن رجوع‌ کنند‌)بـا تـیزیابی در موضوع‌ مورد‌ تحقیق‌ خود‌،تاریخ این موضوعات‌ را‌ ضبط می‌کند و گاه‌ موضوعات‌ در‌ حال از بـین رفـتن را احیا می‌کند.به همین عـلت‌ اسـت که مـعتقدم تـاریخ‌نگاران‌ شـفاهی‌ می‌توانند یک سر و گردن از مورخان‌ دیـگر‌ بـالاتر باشند‌ چرا‌ که‌ بیشتر حیات‌دهنده و مولد هستند‌ تا مصرف‌کننده.بنابراین تاریخ شـفاهی یـک گفت‌وگوی فعال است‌ به منظور بـازسازی و بازنمایی موضوعی خاص‌.یـعنی‌ تـاریخ شفاهی‌ از همه موضوعات در‌ آن‌ واحـد‌ سـخن‌ نمی‌گوید‌ که اگر چنین‌ شود‌ باز به ورطه‌ی خاطره‌نگاری می‌افتد.

حسن‌آبادی:بسم اللّه الرحـمن الرحـیم.یکی از مباحث مهمی‌ که در‌ تـاریخ‌ شـفاهی‌ در دنـیا مطرح است،مـاهیت و کـارکرد تاریخ‌‌ شفاهی‌ است‌ کـه‌ مـتناسب‌ با‌ این ماهیت و کارکرد،در دوره‌های‌ زمانی مختلف،از تاریخ شفاهی تعاریف گوناگونی شده است. بـررسی سـیر تدوین و تکوین در تغییرات تاریخ شفاهی نـشان مـی‌دهد که بـه تـناسب‌ نـیازهای اطلاعاتی جوامع،این روش عـلمی رشد کرده و متناسب با این رشد،تعاریف مختلفی نیز یافته است.اما جدا از تعریف دکـتر نـورایی مبنی بر این که تاریخ شـفاهی گـفت‌وگویی‌‌ آگـاهانه‌ اسـت مـیان مصاحبه‌کننده و مصاحبه شـونده،مـهم‌ترین‌ تعریفی که امروزه در دنیا مورد تأکید است،استفاده از خرد جمعی در موضوعات تاریخی است.یعنی در تاریخ شـفاهی سـعی‌ مـی‌شود ناگفته‌هایی‌ از‌ لایه‌های زیرین جامعه که ممکن اسـت‌ هـیچ‌گاه در اسـناد و تـریبون‌های رسـمی از آنـان یاد نشود،ثبت و ضبط شود؛و به این طبقات اجتماعی نیز‌ فرصت‌ داده شود که‌ در ساختن‌ تاریخ‌ مشارکت کنند.این تاریخ تاریخ اجتماعی نیز هست که در منابع ما از آن بـسیار غفلت شده است.تعریف گویای‌ دیگری را که می‌توان‌ برای‌ تاریخ شفاهی عنوان کرد‌،مایکل‌‌ فریش از بزرگان تاریخ شفاهی بیان می‌کند:تاریخ شفاهی راهی‌ است برای دموکراتیک کردن تاریخ.یعنی ثـبت و نـوشتن تاریخ‌ را از ید مراکز و مورخان رسمی و کسانی که امکان ثبت و ضبط‌ خاطرات‌ و اسناد را دارند،خارج می‌کند و به سایر اقشار اجتماعی‌ این امکان را می‌دهد که در ساختن تاریخ خود مشارکت داشته‌ بـاشند.در پایـان تعریف رسمی انجمن جهانی تاریخ شفاهی را‌ بیان‌ می‌کنم:تاریخ‌ شفاهی عبارت است از گفت‌وگوی آگاهانه و دو طرفه بین مصاحبه‌کننده و مصاحبه شونده در موضوع خاص‌ که از‌ طـریق مـصاحبه‌های صوتی یا تصویری انجام مـی‌گیرد و طـی‌ مراحل آماده‌سازی،به‌ آرشیوها‌ منتقل‌ می‌شود.

دکتر سعیدی:بسم اللّه الرحمن الرحیم.بنده هم تشکر می‌کنم‌ از برگزاری این جلسه.همان‌طور که ‌‌دوستان‌ بیان کردند مـن‌ هـم معتقدم که چیزی کـه مـا با آن روبه‌رو هستیم‌ تعدد‌ تعاریف‌‌ تاریخ شفاهی است.حتی تعاریفی که روی آنها در این جلسه‌ هم وفاق شده است‌،آن قدر به نظر کلی می‌رسد که غیرقابل‌ مناقشه است.ولی وقتی به‌ نـتایج و مـحصول تاریخ شفاهی‌ نگاه‌‌ می‌کنید،طیف‌های متعددی از پروژه‌ها و موضوعات تاریخ شفاهی‌ به وجود آمده است که این مسأله را مناقشه‌انگیز کرده است.وقتی‌ می‌گوییم تاریخ شفاهی اقدام به جمع‌آوری روایت‌های مختلف‌ اسـت بـرای بازسازی‌ تـاریخ و واقعیت؛مناقشه آغاز می‌شود.روایتی‌ ممکن است داستان‌گونه باشد،روایت دیگر حدیث نفس باشد و... براساس این نـتیجه و محصول،تعاریف متعددی می‌توان از تاریخ‌ شفاهی به دست داد.و این همان بـخشی‌ اسـت‌ کـه با تاریخ برپایه‌ سند متقن تفاوت آشکار دارد.ولی چرا تاریخ شفاهی در روزگار ما این قدر مورد مناقشه و بـحث ‌ ‌قـرار گرفته است؟این مسأله اگرچه‌ ممکن است توسط اساتید گروه‌ تاریخ‌،چنین استنباط شود کـه‌ مـتولی تـاریخ شفاهی تاریخ‌دانان هستند،بنده می‌خواستم بگویم که‌ اتفاقا یکی از علل جامعه‌شناختی مناقشه بر سر تـاریخ شفاهی،این‌ است که این پدیده محصول‌ مدرنیته‌ است.و همین خصوصیت‌ تاریخ شـفاهی است که پارادوکس‌های مـتعدد در آن بـه وجود آورده‌ است.نقدها و نظرهایی که در مورد محصولات تاریخ شفاهی پدید می‌آید،نشان‌دهنده اهمیت تاریخ شفاهی‌ در‌ جهان‌ جدید است. حتی بسیاری از‌ تاریخ‌دانان‌ در‌ همه جهان،روایت‌های شفاهی‌ را برای تحلیل تاریخ برنمی‌تابند و روایـت‌ها را برای تأیید اسناد استفاده می‌کنند.آن چیزی که ما می‌گوییم‌ جنبش‌ بین‌ رشته‌ای‌ و مرزهای بین علوم انسانی را درهم نوردیده‌ است‌،به این معنی‌ است که از همه این علوم همه گروه‌ها و رشته‌ها مـی‌توانند اسـتفاده‌ کنند.تاریخ شفاهی نیز به‌ همین‌ ترتیب‌ است و می‌تواند در تمام‌ اجزای زندگی ما استفاده شود.

کتاب‌ ماه:آقای دکتر نورایی خواهش م کنم تاریخچه‌ای از تاریخ شفاهی در ایران و جهان و نیز جایگاه فـعلی آن را‌ در‌ ایـران‌‌ بیان فرمایید.

دکتر نورایی:تاریخ شفاهی به سبک پیش‌مدرن؛یعنی به‌‌ صورت‌ روایت،نقل،احادیث منعن و...همیشه وجود داشته است. اما در عصر ما در سال 1949 در‌ دانشگاه‌ کلمبیا‌ تاریخ شفاهی بـا نـام oral history و به عنوان یک گرایش در رشته‌ تاریخ‌ و برای‌‌ جمع‌آوری اطلاعات مطرح شد.بیشتر سربازانی که از جنگ جهانی‌ به جای مانده بودند‌ و به‌ لحاظ‌ روانی مسائل متعددی داشتند(بار تاریخ شـفاهی بـیشتر بـر رشته روان‌شناسی است و روان‌شناسان‌ مـبتکر‌ مـصاحبه‌ بـوده‌اند و بهترین و دقیق‌ترین گفت‌وگوها را نیز آنان ترتیب می‌دهند)،موضوع تاریخ شفاهی بودند‌.جامعه‌شناسان‌‌ نیز‌ در این مورد گفت‌وگوهای خوبی انجام داده‌اند.این رشـته‌ ارتـباط زیـادی هم با اختراع‌ ضبطصوت‌های‌ کوچک(قابل حمل) در دهـه‌ی پنـجاه دارد.

در ابتدای قرن بیستم مکتب آنال‌ در‌ فرانسه‌،نگاه ذره‌بینی و کوچک به مسائل مختلف گذشته داشت.در گرایش‌های دوم و سوم نیز آنالیست‌ها تـحت‌تأثیر‌ کـالینگورد‌ هـستند و معتقدند که در کندوکاو گذشته هرگز نمی‌توان به حقیقت کامل دسـت‌ یافت‌ و هرچه‌ مورخان می‌گویند،سایه‌ای از گذشته و وقایع آن است.این‌ اعتقاد سبب شد نگاه تیزبین‌تری به‌ مسائل‌ گذشته‌ بـه وجـود آیـد. به همین علت است که تقریبا هم‌زمان با تأسیس‌ دپارتمان‌ تـاریخ‌ شـفاهی،در سال 1947،اولین دپارتمان تاریخ محلی در لستر، در انگلستان تأسیس می‌شود و بعد‌ از‌ آن،در دهه 50 میلادی‌ مونو هیستورین‌ها (mono historins) و میکرو هـیستورین‌ها (micro‌ historins‌) بـه صـحنه می‌آیند.

در دهه 60 میلادی‌ این‌ چند‌ گروه و گرایش به یک‌ پرسش بین المـللی‌ پاسـخ‌ مـی‌دهند و آن این که آیا تاریخ باید در چنبره سیاستمداران باشد؟برای دموکراتیزه کردن باید‌ از‌ تاریخ‌ مرکزیت‌زدایی شود.یـعنی بـرای‌ تـاریخ‌ و تاریخ‌نگاری نقطه‌ی‌ ثقل‌‌ با‌ مرکزیتی واحد نباید قایل نشد و صدای‌ سیاستمداران‌ به تنهایی‌ نـباید طـنین‌انداز شود و باید تاریخ چند صدایی شود.تاریخ شفاهی‌‌ که‌ ابتدا یک متد بـود،در دهـه‌ شـصت و هفتاد و در پاسخ‌ به‌‌ همان مرکززدایی روش جالبی در‌ پیش‌ می‌گیرد و فلسفه‌ای برای‌ خود در پیش می‌گیرد کـه هـمان دموکراتیزه کردن( democra- (tization‌ و مرکززدایی‌ (decentralization) است.همچنین‌ تحت‌تأثیر جناح‌های‌ چپ‌ بین‌ المللی گفته شده‌ اسـت‌ کـه تـاریخ‌ شفاهی برای‌ به‌ گفت‌وگو درآوردن زوایای ساکت و در سایه‌ پدید آمده است.این جناح‌ها بیشتر روی سه‌ قـشر‌ کـارگران،زنان و بی‌سوادان تمرکز کردند.اما‌ آنچه‌ بعدها و امروز‌ در‌ ایران‌ به عنوان تـاریخ شـفاهی‌ مـی‌بینیم،چیزی مختص ما ایرانیان است.و این‌ که همچنان شفاهی‌نگاران ایران در اطراف سیاستمداران هستند‌، پدیده‌ بـدیعی اسـت.

نـکته دیگر این است‌ که‌ بازسازی‌ گذسته‌(تاریخی‌)براساس‌ سه نوع‌ سند‌ رسـمی،نـیمه‌رسمی و غیررسمی است.سند رسمی‌ آن است که در سیکل حکومتی تولید و توزیع شده است‌.مانند‌ نامه‌نگاری‌ رئیس جـمهور بـا استاندار و پاسخ استاندار به‌ او‌.سند‌ نیمه‌رسمی‌،سندی‌ است‌ که یکی از طرفین خـارج از دایـره اداری یا حکومتی بوده و دیگری داخل در آن است مـانند قـراردادها،تـوافق‌ نامه‌ها و...و سند غیررسمی چیزی است که کـلا خـارج‌ از سیکل‌ اداری و حکومتی باشد.تماشای یک فیلم را در سینما در نظر بگیرید.صحنه رسمی همان فـیلمی اسـت که نمایش داده می‌شود، صحنه نـیمه‌رسمی مـردمی هستند کـه بـه ایـن‌ فیلم‌ علاقه دارند و به سالن آمـده‌اند و صـحنه غیررسمی مردمی هستند که در کوچه و خیابان قدم می‌زنند.بنابراین می‌توان تصور کـرد ایـن بخش از مردم‌ اکثریتی هستند که خـارج از دایره‌ پرده‌ سالن زنـدگی خـود را دارند. تاریخ شفاهی به هـمین بـخش گسترده اما غیررسمی می‌پردازد.

نکته بعدی این است که آیا ما چیزی بـه‌ نـام‌ سند شفاهی داریم‌ یا خیر؟مورخین مـی‌گویند‌ سـند‌ عـبارت است از متنی کـه بـه منظور تاریخ‌نگاری تولید نـشده بـاشد.بنابراین وقتی از تاریخ شفاهی‌ صحبت می‌کنیم،هر مصاحبه‌ای تاریخ به دنیا می‌آید‌،نه‌ سـند. ایـن نقطه ضعفی‌ است‌ که مورخین بـه تـاریخ شفاهی مـی‌گیرند. تـاریخ شـفاهی تاریخ است و سند نـیست،پس محدود است.به‌ همین علت دانشجویان در حوزه تاریخ شفاهی برای تهیه پایان‌نامه‌ مصاحبه می‌کنند.امـا مـصاحبه‌ یک‌ تجربه دو سویه‌ی شخصی‌ است از یـک واقـعه کـلی و بـاید مـوازی با اسناد رسـمی بـه کار گرفته‌ شود.به همین دلیل است که این مکانیسم مشکل است و ممکن‌ است در‌ سیستم‌ کـلاسیک،مـروخان‌ چـندان به آن نپردازند.اما در عین حال هیچ نـگارشی در مـورد تـاریخ مـعاصر،اهـمیت و ارزشـ‌ نمی‌یابد‌ مگر این که تاریخ شفاهی یا مصاحبه هم همراه آن شود‌؛ چرا‌ که‌ تاریخ معاصر همین نزدیکی‌ها است و معمولا از دوره‌ ما سخن می‌گوید.به همین دلیل شـفاهی‌نگاران به موضوعات‌‌ ‌‌نزدیک‌ و دوروبر ما می‌پردازند.

کتاب ماه:ایرادی که اساتید و مورخان کلاسیک به تاریخ‌ شفاهی‌ می‌گیرند‌ این‌ است که می‌گویند تاریخ شفاهی بسیار در تغییر است.مانند کاری که در دانـشگاه هـاروارد‌ درباره تاریخ انقلاب‌ ایران انجام شد و با کسانی در مورد انقلاب مصاحبه کرد‌.این‌ مصاحبه‌ها بعد از‌ انقلاب‌ درباره واقعه‌ای در گذشته انجام شد و آنان حتی برخی واقعیت‌ها را نیز تغییر دادند و طـور دیـگری بیان‌ کردند و از آن برداشت دلخواه و موردنظر خود را داشتند.منتقدین‌ تاریخ شفاهی نیز به‌ همین تغییرها و جهت‌گیری‌های شخصی‌ انتقاد دارند.

دکتر نورائی:این همان نـکته ظـریفی است که باید به آن تـوجه‌ کـرد.تاریخ شفاهی به هیچ‌وجه مصاحبه برای بازسازی اصل وقایع‌ گذشته نیست.برای‌ بازسازی‌ حول و حوش وقایع گذشته است. هیچ تجربه شخصی نمی‌تواند تجربه عـمومی بـاشد.صاحبه که‌ محصول آن تـاریخ شـفاهی است،برای روشن کردن چشم‌انداز دیگری است،نه این که واقعه‌ای را‌ با‌ تاریخ شفاهی بازسازی و یا مستند کنیم.اما اگر موضوعی در وقایع گذشته،بسیار سری است‌ و سندی نیز برای آن وجـود نـدارد،باید تکرار در بیان این واقعه‌ باشد.به‌ صرف‌ این که یک نفر مصاحبه کند و اظهاراتی بیان شود، نمی‌توان آن را تاریخ و سند نامید.مصاحبه ثبت و سال‌ها نگهداری‌ می‌شود تا سندی در کنار آن بـیاید.وگـرنه ادعای شـخصی‌ محسوب‌‌ می‌شود‌ و نمی‌توانیم آن را به عنوان‌ سند‌ تاریخی‌ به کار ببریم. فقط می‌توان در صورت ضرورت با تردید عـلمی به آن اشاره کرد.

دکتر سعیدی:من هم مایلم این‌ را‌ اضافه‌ کـنم کـه تـاریخ شفاهی‌ حالت شدن دارد.کسانی‌ که‌ آن مصاحبه‌ها را در هاروارد انجام‌ دادند،خود ادعای این ندارند که شفاهی‌نگاری کرده‌اند.صـحبت‌ ‌ ‌از واقـعه‌ای است که‌ تمام‌ شده‌ و نه واقعه‌ای در جریان.قسمتی از واقعه‌ای را با روایت‌های‌ متعدد بـیان کـرده‌اند.دکـتر لاجوردی که‌ در این گروه کار کرده است،خود می‌گوید که این کار روایت‌‌ دیگری‌ اسـت‌ از واقعه‌های گذشته نه تاریخ شفاهی.من می‌خواهم‌ از منظر جامعه‌شناسانه‌ بحث‌ کنم.ضبطصوت کـه دکتر نورایی‌ از آن در پدید آمـدن تـاریخ شفاهی یاد کردند،خود تاریخچه‌ای‌‌ دارد‌.این‌ وسیله نیست که شکل گرفته و تکامل و تحول یافته‌ است،آدم‌ها هستند که‌ آن‌ را‌ شکل داده‌اند و متکامل کرده‌اند. ظهور انسان‌های بازاندیش و نقل روایت‌های ایشان در عرصه‌ها و گـروه‌های اجتماعی‌ مختلف‌ این‌ نیازها و تولیدات را به وجود آورده‌ است.نقل تجربه شخصی انسان و روایت آنها،باعث‌ بازاندیشی‌‌ فرد و اطرافیان می‌شود و این پروسه‌ای که در آن بیشتر اقبال‌ به روایت صورت‌ می‌گیرد‌ و این‌ امـر مـحصول دوره جهانی شدن‌ است.

دکتر نورائی:من باید نکته‌ای را اضافه کنم‌.تقریبا‌ تا حدود سال‌ 2000 تاریخ شفاهی یکی از روش‌های گردآوری اطلاعات بود.ولی‌‌ در‌ گفت‌وگوهایی‌ که با جامعه‌شناسان انجام گرفت،مورخان بـه ایـن‌ نتیجه رسیدند که باید تغییر و چرخشی در‌ این‌ فلسفه تاریخ شفاهی‌ پدید آید.یعنی علاوه بر این که منظور مورخ‌ جمع‌آوری‌ اطلاعات‌‌ است،سه مؤلفه دیگر برای رسیدن به نـتیجه بـاید مورد توجه قرار داد.این سه‌ مورد‌ اکنون‌ مورد علاقه و توجه شفاهی کاران است.1. زبان اخلاقی که در این مصاحبه‌ها‌ ردوبدل‌ می‌شود.مثلا ترم‌های‌ اخلاقی که یک خانم با یک کـارگر در صـحبت خـود استفاده‌ می‌کند،چیست؟2.منطق‌ حاکم‌ بـر اصـطلاحات چیست؟مثلا مـعنای عدالت از دیدگاه هریک از افراد مصاحبه شونده چیست؟. 3.پایه‌ و ریشه‌ جملاتی که در مصاحبه به کار می‌رود‌ چیست؟ یعنی‌ هدف‌ مصاحبه‌کننده همان ریشه و لایه زیـرین (basement) سـخنان‌ مـصاحبه‌ شونده است.کار شفاهی کاران پس از مصاحبه‌ ارتباط دادن ایـن سـه محور‌ مبنایی‌ با یکدیگر است.ازاین‌روست‌ که‌ آنها‌ دیگر صرفا‌ به‌ جمع‌آوری‌ اطلاعات نمی‌پردازد و می‌توان‌ از این نوع‌ تاریخ‌نگاری‌ بـه عـنوان گـرایش یا شیوه نام برد.

آقای حسن‌آبادی:من ذکر این‌ نـکته‌ را لازم می‌بینم که عرض‌ کنم‌ قبل از اختراع ضبطصوت‌ و کاربرد‌ آن در تاریخ‌شفاهی، روایات شفاهی‌ را‌ در تاریخ داریم و بسیاری از تاریخ‌های به جا مـانده‌ مـا بـراساس روایات شفاهی‌ است‌ و حاصل شنیده‌ها و دیده‌های‌ مورخینی است‌ که‌ آن‌ را ثـبت کـرده‌اند‌.یکی‌ از بزرگ‌ترین این‌ مورخان‌ بیهقی‌ است.وی در جمله معروف خود که هنوز هم معتبر و باارزش است مـی‌گوید:

سـند‌ بـر‌ دو قسم ات که آن را‌ سه‌ نشناسند.یا‌ در‌ کتابی‌ باید خواند یا از‌ دهانی باید شـنید.و در خـطبه خـوارزم در کتاب تاریخ‌ بیهقی جمله زیبای دیگری میگوید:و من‌ که‌ این تاریخ در پیش‌ گرفتم،التـزام‌ بـکردم‌ کـه‌ آنچه‌ می‌نویسم‌،یا از دیده‌ خود‌ من‌ است یا از سماع مردی ثقثه.اما در مورد تـاریخچه تـاریخ شفاهی‌ که دوستان هم‌ توضیحاتی‌ دادند‌،می‌توان پنج دوره تکامل برای‌ تاریخ شفاهی‌ در‌ دنـیا‌ در‌ نـظر‌ گـرفت‌:1.دوره‌ای که همراه با اختراع‌ ضبطصوت در دانشگاه کلمبیا پدید آمد و حاصل آن آرشیو بسیار غـنی دانـشگاه کلمبیا با ده هزار مصاحبه است.این مصاحبه‌ها بیشتر برپایه‌ نخب‌نگاری در زمینه‌های مختلف اسـت 2.دوره دوم از دهـه شـصت تا سال 1975 دربرمی‌گیرد که اصطلاحا دوره تاریخ‌ شفاهی از پایین به بالاست و به طبقات کارگر،مهاجران و زنـان و مـانند آن‌ می‌پردازد‌.انجمن تاریخ شفاهی نیز در همین دوره و در سال 1966 شکل گرفت و فعالیت رسـمی بـسیاری از مـراکز تاریخ‌ شفاهی در دنیا این دوره آغاز شد.3.دوره سوم که اصطلاحا‌ عصر‌ آرشیوسازی تاریخ شفاهی نام گـرفته اسـت.ایـن دوره عصر آرشیو شدن منابع تاریخ شفاهی و استفاده آن‌ها در انتشارات است. مجله تـاریخ شـفاهی نیز‌ در‌ این دوره تأسیس می‌شود،کتاب‌های‌‌ زیادی‌ نیز در این موضوع به نگارش درمی‌آید و تاریخ شفاهی‌ به دانـشگاه‌ها راه پیـدا می‌کند.به همین علت این دوره را دوره‌ آکادمیک شدن تاریخ‌ شفاهی‌ نیز مـی‌نامند.4.دوره چـهارم‌ عصر‌ دیجیتال‌سازی منابع تاریخ شفاهی است.5.در دوره پنـجم تـاریخ‌ شـفاهی جایگاه بین رشته‌ای پیدا می‌کند و علوم مـختلف بـه تناسب‌ نیاز خود،از این رشته بهره‌برداری می‌کنند همان‌طور که می‌بینیم‌ تاریخ‌ شفاهی‌ بـنا بـه ضرورت و تحولات جامعه و روز تغییر مـاهیت‌ داده اسـت و در ظرف‌های مـختلف قـرار گـرفته است.یکی از خصوصیات تاریخ شفاهی سـیال بـودن آن است و به همین علت‌ جامعه‌شناسان و مورخان‌ و متخصصین‌ دیگر به‌ آن توجه و علاقه‌ نـشان داده و مـؤسسات و انجمن‌های بسیاری برای تهیه تاریخ‌ شـفاهی شکل گرفته است.بـرخی از‌ ایـن انجمن‌ها زیرمجموعه‌ رشته‌های بسیار مـختلفی از فـیزیک تا زیست‌شناسی و پزشکی‌‌ و دیگر‌ رشته‌ها‌ هستند.البته دو گروه مورخان و جامعه‌شناسان‌ بیشتر از همه بـه تـاریخ شفاهی می‌پردازند.سابقه تأسیس مـراکز تـاریخ ‌‌شـفاهی‌ در ایران نیز بـه دهـه شصت برمی‌گردد.هم‌زمان‌ بـا شـروع جنگ تحمیلی راویان‌ زیادی‌ کار‌ ثبت و ضبط اطلاعات‌ جنگ را بر عهده گرفتند که هـم اکـنون در مرکز تحقیقات جنگ‌‌ نگهداری می‌شود؛عـلاوه بـر آن،به ضـرورت مـراکزی مـانند دفتر ادبیات انقلاب اسـلامی‌،مرکز اسناد انقلاب اسلامی‌،مؤسسه‌‌ مطالعات و پژوهش‌های تاریخ معاصر،سازمان اسناد ملی،سازمان‌ کتاب‌خانه‌ها مـوزه‌ها و مـرکز آستان قدس رضوی،اقدام به‌ تـأسیس آرشـیوهای تـاریخ شـفاهی کـرده‌اند.البته مراکز دیـگری نـیز به صورت پراکنده کار ضبط خاطرات‌ شفاهی را انجام داده‌اند که به صورت محدود یا گذری بـوده اسـت از نـظر جایگاه جهانی، هرچند فعالیت‌های صورت گرفته در مـراکز تـاریخ شـفاهی،دارایـ‌ اسـتانداردهای لازم هـست؛اما با توجه‌ به‌ سیر تکوین تاریخ شفاهی‌ نیم قرن از دنیا عقب هستیم و باید با استفاده از تجربیات دیگر کشورها،این فاصله را کم کنیم.

کتاب ماه:جناب دکـتر نورایی در مؤسساتی که‌ روی‌ تاریخ‌ شفاهی کار می‌کنند،به ویژه در کشور ما،هنوز تمایز خاصی میان‌ تاریخ شفاهی و خاطرات قائل نشده‌اند.خاطرات است و بعد به‌ صورت کتاب و با عنوان تـاریخ شـفاهی به‌ چاپ‌ می‌رسد.در حالی‌ که تاریخ شفاهی بسیار هدفمند است.شما تفاوت تاریخ شفاهی و خاطرات را در چه می‌دانید؟

دکتر نورائی:همان‌طور که قبلا اشاره شد،تاریخ شفاهی‌ معطوف به یک‌ پروژهـ‌ اسـت‌؛درحالی‌که خاطرات با محوریت‌ یک‌ شخص‌ است‌.البته خاطرات هم در راستای مرکزیت‌زدایی‌ از تاریخ است.در حاشیه عرض کنم که ما یکی از نکات مهم‌ مـشارکت اجـتماعی‌ یک‌ ملت‌ را مشارکت تاریخی او مـی‌دانیم،یـعنی‌ ملت در‌ تولید‌ سند مشارکت داشته باشد.به همین علت است می‌بینیم در بعضی کشورهای صنعتی کودکان هر شب اگر شده‌ یک‌ خط‌ خاطره مـی‌نویسند و گـاه این امر الزام مدرسه اسـت‌ و مـنظور مسئولان‌ مدرسه این است که بعدها در تدوین تاریخ‌ آموزش و مدرسه و مسائلی از این دست به نوشته‌های کودکان و شرایط‌ آنان‌ توجه‌ کنند.به‌طور مثال من از طرحی که اخرا کار کرده‌ام و نتایج‌ جـالبی‌ داشـته است،نمونه‌ای ذکر می‌کنم.قبل از جنگ جهانی دوم.در سال 1921،آمار حرفه‌ها و اصناف‌ موجود‌ در‌ شهر اصفهان حدود 232 مورد ذکر شده است.(تعداد افراد که‌ در‌ یک‌ حرفه‌ زیاد شوند،تبدیل به یک صـنف و تـعداد افراد صـنف که از حد و اندازه‌ای کم‌ شود‌،تبدیل‌ به حرفه می‌شود و موردی می‌گردد و رفته رفته از بین می‌رود).منظور مـا در این‌ طرح‌‌ میزان تأثیر نوگرایی عصر پهلوی اول و دوم بر اصناف و حرف‌ بـود.در دورهـ‌ جـدید‌ با‌ ایجاد خیابان‌های جدید و شهرسازی مدرن‌ و آمدن ماشین،حرفه‌های زیادی مانند گاراژداری ظهور می‌کنند و حرفه‌های‌ زیادی‌ هـم ‌ ‌غـروب می‌کنند(مانند حرفه‌های مربوط به ترافیک قدیم؛احشام).ما در این‌ پروژه‌ با‌ عـلاف،درشـکه‌چی، عـلاقه‌بند و صاحبان حرفی از این قبیل صحبت کردیم.فرد مورد نظر برای ما‌ خاطره‌ می‌گفت ولی ما مـعطوف به پروژه خود،از سخنان او مطالبی استخراج‌ می‌کردیم‌ و سؤالاتی‌ نیز مربوط به‌ همین پروژه از ایشان مـی‌پرسیدیم.مؤسساتی که خاطراتی را ثـبت‌ مـی‌کنند،معطوف‌ به‌ یک‌ هدف این کار را انجام می‌دهند.به نظر می‌رسد که معمولا مصاحبه‌ با‌ سیاستمداران مخرب و مسموم‌ است و روند کار را معکوس می‌کند.چون ایشان اهل همه‌گونه‌ مصاحبه‌اند.گذشته از‌ این‌ کـه یک بار کاری انجام داده‌اند و ممکن‌ است در انجام آن خطایی‌ هم‌ رخ داده باشد،اکنون با مصاحبه‌ کردن‌ می‌خواهند‌ خود‌ را از سوء رفتار گذشته مبرا کنند‌ و یا‌ توجیه‌گر آن باشند.بنابراین من معتقدم باید فعلا بـه سـیاستمداران‌ نپردازیم و وارد جامعه‌ و قشرهای‌ مختلف آن شویم.

دکتر سعیدی‌:من‌ هم این‌ تفکیک‌ را‌ صحیح می‌دانم و معتقدم‌ تاریخ شفاهی با‌ خاطرات‌ تفاوت دارد.البته نه این که هیچ ارتباط و تعاملی باهم ندارند.ما‌ طـیفی‌ داریـم که یک سر آن یادداشت‌های‌‌ روزانه است که در‌ نظر‌ جامعه‌شناسان اهمیت زیادی دارد و سر‌ دیگر‌ آن خاطرات است که شخصی می‌نویسد که از موضوع‌ فاصله گرفته است و نکاتی‌ را‌ می‌نویسد که بیشتر در ذهن‌ او‌ اهـمیت‌ داشـته‌اند.البته در‌ تاریخ‌ شفاهی یکی از تکنیک‌ها‌ این‌‌ است که برای دریافتن نکات مهم از نظر مصاحبه شوند،سؤال‌ بازی از او‌ بپرسند‌ و او با گفتن خاطراتی از وقایعی‌ که‌ سال‌ها از‌ آن‌ گذشته‌ است،بر مـوضوعاتی کـه‌ از نـظر او اهمیت داشته‌اند، تأکید بیشتر مـی‌کند و بـیشتر از آنـها می‌گوید.وقتی از خاطره‌نویسی‌‌ فاصله‌ می‌گیریم،به داستان‌نویسی نزدیک می‌شویم که‌ براساس‌‌ تخیلات‌ نویسنده‌ است‌.اما در مورد‌ تاریخ‌ شفاهی به نظر مـن‌ بـاید گـفت تاریخ شفاهی جمع‌آوری شرح حال زندگی مردم اسـت. بـه‌طور مثال‌ صفحه‌ای‌ در‌ روزنامه‌های غربی هست که در هیچ‌ یک‌ از‌ روزنامه‌های‌ ما‌ اثری‌ از‌ آن نیست و آن صفحه شرح حال‌ مردگان است،در حقیقت شـرح حـال درگـذشتگان همان روز.این‌ شرح حال‌ها مربوط به افراد معمولی جامعه اسـت.من تصور می‌کنم‌‌ باید این بخش مربوط به زندگی مردم عادی در جامعه خودمان‌ وارد تاریخ شفاهی کنیم.

آقای حـسن‌آبادی:یـکی از نـکاتی که باید در مورد تاریخ شفاهی‌ در نظر گرفت این‌ است‌ که تـاریخ شـفاهی یکی از ابزارهای مهم‌ برای جمع‌آوری منابع و داده‌های خام است که می‌توان از آن در زمینه‌های مختلفی استفاده کرد.بـه عـنوان مـثال یکی از مواردی‌ که‌ در‌ برخی کشورها اهمیت زیادی به آن داده می‌شود،تاریخ‌ خانواده‌هاست.از هـر خـانواده مـی‌خواهند تاریخ خود را بنویسد و برای نگهداری به آرشیو ارسال‌ کند‌.در این تاریخ قرار نیست‌‌ چـیزی‌ نـفی یـا اثبات شود یا کسی محکوم یا تبرئه گردد.بلکه‌ هدف اصلی تولید اطلاعات بـرای نـسل‌های آینده است و بنا به‌ ظرفیت هر جامعه‌ می‌توان‌ به موارد مختلفی پرداخت‌.بـه‌ عـنوان‌ نـمونه در مشهد،همه محلات و کوچه‌های اطراف حرم مطهر امام رضا،در حال تغییر و تخریب است.آرشـیو تـاریخ شفاهی آستان‌ قدس کار ثبت و ضبط و مستندسازی آن‌ها را قبل از‌ تخریب‌ انجام‌ داده است.از کـوچه بـه کـوچه این محلات قدیمی فیلم و عکس‌ تهیه شده و با ساکنان آن‌ها گفت‌وگو شده است.این امـر هـم تنها برای ثبت و ضبط در تاریخ آینده‌ انجام‌ شده است‌.مورخ متناسب‌ بـا هـدفی کـه دارد از تاریخ شفاهی هم برای نفی و اثبات نظریه‌ خود استفاده می‌کند‌،مانند دیگر اسناد.بحث مـهم تـاریخ شـفاهی‌ که در استانداردهای جهانی‌ و انجمن‌ تاریخ‌ شفاهی جهانی رعایت‌ می‌شود و بیشتر به مـصاحبه‌کنندگان اخـتصاص دارد،این است که‌ تاریخ شفاهی یک روش است‌ و ‌‌حامیان‌ مالی و مصاحبه‌کنندگان‌ پروژه‌های تاریخ شفاهی نباید به دنـبال اثـبات چیزی باشند و باید بی‌طرفی‌ را‌ رعایت‌ کنند.البته مصاحبه‌کننده باید آگاه باشد و آگـاهانه مـصاحبه را هدایت کند.اطلاعاتی که به این‌ تـرتیب تـولید مـی‌شود،می‌تواند در تحلیل موضوعات سیاسی و اجتماعی و...به‌ کـار رود.

دکـتر‌ نورانی:من تحشیه‌ای بر‌ سخنان‌ آقای حسن‌آبادی دارم. دو نکته عرض کنم.یکی این کـه هـر تاریخی تاریخ معاصر است و دیـگر ایـن که هـر نـسلی تـاریخ خودش را خودش می‌نویسد.یعنی هر دورهـ‌ای ضـرورت‌هایی دارد و مورخ‌ آن دوره بنابر آن ضرورت‌ها، به گذشته رجوع می‌کند و تاریخ می‌نویسد.نکته مهم ایـن اسـت که‌ گذشته متفاوت با تاریخ اسـت و در حقیقت تاریخ جزئی از گـذشته‌ اسـت.به همین دلیل‌ معتقدم‌ هـیچ تـولید شفاهی خام نیست،تاریخ‌ است.ما براساس یک ضرورت به تولید شفاهیت مـی‌پردازیم کـه‌ ممکن است فردا برای نـسل بـعد مـهم نباشد.امروز مـمکن اسـت‌ مسأله حرف برای‌ مـا‌ یـک ضرورت باشد و فردا موضوعی دیگر.به‌ همین دلیل است که در پروژه‌های تاریخ شفاهی بـرخی کـشورها، در هر شهری کودکان بین 8 تا 10 سـال را انـتخاب می‌کنند و بـا‌ آنـان‌ در حـین گردش گفت‌وگو می‌کنند و نـظرات آنان را درباره‌ی‌ گذشته جویا می‌شوند و از این راه،شفاهی‌کاران به دنبال ثبت‌ موارد مهم برای نسل بـعد هـستند.آنچه امروزه ما در‌ ایران‌ به‌‌ عـنوان تـاریخ شـفاهی کـار مـی‌کنیم‌،دغدغه‌ها‌ و ضرورت‌های‌ نـسل‌ مـاست و به همین دلیل است که برای فرزندان ما و نسل آینده‌ ممکن است جذابیت نداشته باشد.کـتاب‌های تـاریخ مـدارس ما‌ هم‌ برای‌ کودکان جذاب نیست چـون مـوضوع ایـن نـوشته‌ها مـورد‌ عـلاقه‌ آن‌ها نیست و تجسمی از علایق و آرزوهای نسل‌های‌ قبل است.بنابراین مواد تاریخ شفاهی جانبدارانه تولید می‌شود که ورد توجه‌ همان‌ تولیدکنندگان‌ است.ما باید بتوانیم با نسل‌ جدید تـعامل داشته باشیم‌ و ضرورت‌ها و خواسته‌های او را در نظر داشته بگیریم.

دکتر سعیدی:از این نظر که تاریخ شفاهی امکاناتی را‌ به‌ وجود‌ می‌آورد که روایت‌های خام افراد را جمع‌آوری می‌کند،می‌توان‌ گفت ماده‌ خام‌ است،ولی ایـن کـه تحت چه شرایطی و با چه‌ ارزش‌بندی و اولویت‌بندی موضوع انتخاب می‌شود خام نیست‌.

آقای‌ حسن‌آبادی‌:من نکته‌ای دیگر را در مورد دانش‌آموزان‌ و مدارس ذکر کنم.چرا در‌ آموزش‌ تاریخ‌ این قدر دچار مـشکل‌ هستیم؟در غـرب عینیت‌بخشی به تاریخ اهمیت زیادی دارد.در حالی که‌ ما‌ از‌ تاریخی برای دانش‌آموزان می‌گوییم که هرگز ندیده‌اند و درک نمی‌کنند و برایشان اهمیت ندارد.بهتر است‌ تاریخ‌‌ شـفاهی نـیز وارد مدارس شود که برای دانـش‌آموزان جـذابیت داشته‌ باشد و از گذشته‌ نزدیک‌تری‌ برای‌ آنان صحبت کند.

کتاب ماه:چند سالی است بحث گنجاندن رشته تاریخ شفاهی‌ در‌ گروه‌ تاریخ و در مقطع کارشناسی ارشد یـا دکـتری مطرح شده‌ است.اسـاتید دانـشگاه اصفهان‌ در‌ این‌ مورد بسیار پیگیر بوده‌اند.از دکتر نورایی خواهش می‌کنم نظر خود را در مورد چشم‌انداز‌ چنین‌‌ درسی بیان کنند.

دکتر نورائی:همیشه به دانشجویان می‌گویم سعی نکنید استاد‌ و تاریخ‌ را‌ استانداردهای خـود بـرسانید،سعی کنید خود را به‌ استانداردهای علمی جهانی نزدیک کنید.متأسفانه دانشجویان‌‌ معمولا‌ در‌ این هستند که هرچه زودتر مدرک خود را بگیرند. درحالی‌که کار با‌ اسنادی‌ وقت‌گیر و بسیار طولانی است.اگر دانـشجویی بـخواهد کار اسـنادی انجام دهد،هم کار خود را مشکل‌‌ کرده‌ است.هم کار اسناد را.از آنجا که ما محصول‌گرا هستیم. و مـی‌خواهیم‌ در‌ سریع‌ترین زمان ممکن به نتیجه برسیم،معمولا‌ به‌ پروژه‌های‌ طولانی مـدت پرداخـته نـمی‌شود.اکثر رساله‌های‌ موجود‌ کپی‌ از آثار دیگران است.یک رساله مستند به اسناد چند سال زمان می‌برد‌.بـرای‌ ‌ ‌خـواندن یک برگ سند،نامه‌نگاری‌ها‌ و روند‌ طولانی نیاز‌ است‌ و گاه‌ یک ماه یا بـیشتر طـول مـی‌کشد‌ تا‌ به سندی دسترسی پیدا کنیم که معمولا این روال از حوصله‌ دانشجویان‌ و حتی‌ استاید خارج اسـت.

در اوایل مهر‌ 1386 توانستیم گنجاندن گرایش‌ تاریخ‌ شفاهی‌ را در مقطع کارشناسی‌ ارشد‌ دانشگاه اصفهان بـه تصویب برسانیم. تاکنون ده درس بـرای ایـن گرایش پیش‌بینی شده‌ است‌.البته قبل‌ از آن دکتری‌ تاریخ‌ ملی‌ راه‌اندازی شد و امسال‌ اولین‌ گروه‌ دانشحویان را پذیرش‌ می‌کنیم‌.درصدد هستیم تاریخ شفاهی را آکادمیک و رسمی می‌کنیم.این رشته را بین رشته‌ای دیده‌ایم‌ و از‌ دانشجویان رشـته‌های روان‌شناسی،مردم‌شناسی و دیگر رشته‌های‌‌ مرتبط‌ نیز پذیرش‌ می‌شود‌.از‌ متخصصان رشته‌های روان‌شناسی، تاریخ‌ و جامعه‌شناسی هم برای تعریف دروس دعوت کرده‌ایم. ولی فکر می‌کنم باید آموزش را از دانش‌آموزان‌ شروع‌ کنیم.باید گفت‌وگو را به دانش‌آموزان‌ بیاموزیم‌.مـا‌ در‌ مـدارس‌ و دانشگاه‌ها فقط گفت‌وشنود‌ می‌آموزیم‌.معلم می‌گوید و دانش‌آموز یا دانشجو می‌شنود.

کتاب ماه:جناب دکتر سعیدی با توجه به اینکه تخصص‌ شما‌ در‌ تکنیک‌های تاریخ شفاهی است،در مورد آموزش‌ این‌ گرایش‌‌ چـه‌ نـظری‌ دارید؟

دکتر‌ سعیدی:به نظر من باید تکنیک‌های تاریخ شفاهی را از دبستان به کودکان آموخت و آنان را با روش پژوهش در تاریخ‌ و تاریخ شفاهی آشنا کرد.چگونگی طرح‌ سؤالات و چگونگی‌ برگزاری مصاحبه و روش‌های مـشاهده و ایـن که چگونه زندگی‌ روزمره را ثبت کند.البته قبل از آن باید منابع تاریخ شفاهی‌ استانداردسازی شوند.

آقای حسن‌آبادی:در دنیا بیش از‌ بیست‌ سال است که تاریخ‌ شفاهی آکادمکی شده است.دو سال پیـش انـجمن جـهانی تاریخ‌ شفاهی پژوهشی در مورد وضـعیت عـلمی تـاریخ شفاهی در مراکز علمی و پژوهشی انجام داد،نتایج‌ این‌ پژوهش در سایت انجمن‌ قابل دسترسی است.این تحقیق نشان میدهد که بیش از 50 درصد مـراکز تـاریخ شـفاهی در دانشگاه‌ها،زیرمجموعه گروه‌ تاریخ‌‌ هستند.حدود 30 درصد بـا‌ عـنوان‌ یک مرکز کاربردی و کاری و به‌ صورت مستقل،در دانشگاه‌ها تشکیل شده‌اند و گروه‌های مختلف با آن همکاری می‌کنند و بیست درصد زیرمجموعه مـراکز مـستقل‌ هـستند.اما‌ آموزش‌ تاریخ شفاهی فقط مختص‌ دانشگاه‌ها‌ نیست‌ و کارگاه‌های آمـوزشی توسط مراکزی که به دانشگاه‌ها هم مرتبط نیستند،برگزار می‌شود.ولی نقش اصلی به عهده دانشگاه‌هاست.

دکتر سعیدی:چـون بـحث تـأثیر دانشگاه‌ها مطرح است،من‌ نکته‌ای را‌ عرض‌ می‌کنم.یک وظیفه دانشگاه گـسترش و آمـوزش‌ تاریخ شفاهی است ولی وظیفه دیگر و مهم‌تر آن،استانداردسازی‌ منابع تاریخ شفاهی و سرفصل‌های آموزشی است.اگر فعالیت‌ مـراکز تـاریخ شـفاهی را بخواهیم مستند کنیم‌،باید‌ با نظارت‌‌ دانشگاه‌ها و استانداردهای دانشگاهی فعالیت کنند.

آقـای حـسن‌آبادی:مـن نکته‌ای در مورد استانداردسازی منابع‌ تاریخ شفاهی عرض کنم‌.البته دانشگاه نقش مهمی در ایجاد اسـتانداردها دارد ولی در آمـریکا‌ در‌ دو‌ دهـه گذشته استانداردهایی‌ مطرح شده است که مربوط به حمایت و کنترل پروژه‌های علوم‌ انسانی اسـت.بـرای این ‌‌مورد‌ دپارتمان ویژه‌ای تشکیل شده‌ است که بر همه پروژه‌های علوم انـسانی نـظارت کـند‌؛ولی‌ بعد‌ از کشمکش‌های زیاد تاریخ شفاهی به‌طور کامل از نظارات این‌ دپارتمان مستثنی شده اسـت.نـمی‌توانیم‌ بگوییم هیأتی تشکیل‌ می‌دهیم که همه فعالیت‌های تاریخ شفاهی تحت نظارت این‌ هـیأت‌ بـاشد؛چـرا که اغلب‌ مراکز‌ تاریخ شفاهی مراکز مستقل هستند و نمی‌توان آن‌ها را وادار کرد نظارت هیأتی را از خارج بـپذیرند.البـته‌ باید استانداردهایی باشد و همه طبق آن عمل کنند.انجمن جهانی‌ تاریخ شفاهی اسـتانداردهای کـلی‌ در ایـن زمینه تدوین کرده است. همه مراکز عضو این انجمن موظفند این استانداردها را رعایت‌ کنند.مـتأسفانه مـا از ایـران هیچ عضوی در این انجمن نداریم.ما اول باید بتوانیم‌ همه‌ گروه‌ها و مراکز را در یـک انـجمن گرد هم‌ آوریم و بعد استانداردهای جهانی را بومی‌سازی کنیم و در همه‌ مراکز به کار ببندیم.

دکتر نورائی:انـجمن تـاریخ سال گذشته به سرپرستی دکتر‌ محمد‌ علی ولوی تأسیس شد،اساسنامه آن هم تـدوین شـد.فعلا 24 عضو دارد که همین افراد انجمن را تـشکیل دادهـ‌اند.ایـن 24 نفر هم از شیوخ و پیش‌کسوتان تاریخ هستند‌ و هـم‌ از فـعالان جوان‌تر. یعنی ترکیبی از شیوخ و شباب در این انجمن عضو هستند.اما در مورد تاریخ شـفاهی،بـا توجه به این که مـدعیان زیـادی دارد، نمی‌توان بـه راحـتی‌ انـجمن‌ تشکیل‌ داد.سه کارگاه تاریخ شفاهی‌‌ در‌ دانـشگاه‌ اصـفهان تشکیل دادیم و همه بزرگان تاریخ شفاهی را نیز دعوت شدند.چهارمین کارگاه در اسـفندماه امـسال در تهران‌ برگزار خواهد شد‌.برای‌ تـشکیل‌ یک انجمن باید هـمه فـعالان آن‌ حوزه راغب‌ به‌ ایـن امـر باشند.

کتاب ماه:آقای دکتر نورایی وضعیت چاپ و نشر کتب تاریخ‌ شفاهی را در سـال‌های اخـیر چگونه‌ دیده‌اید؟

دکتر‌ نورائی‌:بسیار کـم و ضـعیف.از ایـن نظر در منطقه خـطر هـستیم‌.حیطه‌ای است که مـدعی بـسیار دارد و هرکسی برای‌ منظوری خاص مصاحبه یا خاطره‌ای منتشر می‌کند؛ولی متأسفانه‌ اغلب‌ این‌ الگوی‌ خـوبی بـرای کار تاریخ شفاهی نیستند و البته بـه‌ نـظر می‌رسد بـیشتر‌ آنـ‌ها‌ اصـلا تاریخ شفاهی نیستند.

سـیستم مصاحبه در تاریخ شفاهی دو نوع است یکی انفرادی و دیگری گروهی‌.به‌ نظر‌ می‌رسد در ایران بهتر اسـت نـوع برگزار شود.مثلا یک نفر هـمسر‌ رضـا‌ شـاه‌ مـصاحبه مـی‌کند،چیزهایی‌ را می‌شنود و هـمان را هـم چاپ می‌کند،شاهد دیگری هم برای‌‌ ادعای‌ مصاحبه‌ شونده نیست.یعنی گاه مصاحبه‌کننده هرچه را خودش مـایل اسـت مـی‌نویسد؛چیزهایی که اصلا‌ مصاحبه‌ شونده‌ نگفته اسـت.ولی اگـر دو یـا چـند نـفر مـصاحبه را برگزار کنند‌،مطالب‌‌ را‌ می‌توان باهم تطبیق داد.

دکتر سعیدی:البته در دانشگاه‌ها و برخی مراکز علمی‌ پژوهشی پروژه‌های‌ تاریخ‌ شفاهی خوبی مثلا در زمینه صنعت‌ اجرا شده؛ولی متأسفانه به صورت کـتاب‌ چاپ‌ نشده‌ است.

آقای حسن‌آبادی:متأسفانه مراکز تاریخ شفاهی ما دچار خودسانسوری هستند.اطلاعاتی که در مراکز‌ تولید‌ می‌شود، برای چاپ با خودسانسوری زیادی روبه‌روست.همچنین بسیاری‌ از پروژه‌ها و تولیدات‌ تاریخ‌ شـفاهی‌ در حـال حاضر امکان انتشار ندارند.کتاب‌هایی که امروزه در مورد تاریخ شفاهی چاپ می‌شود‌، اغلب‌ مربوط‌ به دو مرکز اسناد انقلاب اسلامی و دفتر ادبیات‌ انقلاب اسلامی است که‌ هر‌ دو در زمینه انقلاب اسـلامی فـعالیت‌ می‌کنند.از این دو مرکز که بگذریم اکثر کتاب‌های این‌ حوزه‌‌ خاطرات شخصی است و مراکز معدودی کتاب در این زمینه‌ منتشر کرده‌اند.من‌ به‌ شخصه کـتاب‌ها و مـصاحبه‌های موجود را مطابق با‌ استاندرادهای‌ جـهانی‌ نـمی‌دانم.در اکثر این مصاحبه‌ها، مصاحبه‌کننده متن‌ را‌ تغییر می‌دهد،درحالی‌که باید مصاحبه را قبل از چاپ به امضای مصاحبه شونده‌ رساند‌ و بعد منتشر کرد.

کتاب ماه‌:با‌ تـشکر از‌ اسـاتید‌ و حضار‌ محترم و حوصله‌ای کـه‌ بـه خرج دادید‌.

رده بندی مقاله: