دکتر سیاوش تیموری

وارد خانه‌اش که می‌شوی می‌فهمی وارد خانه یک معمار صاحب سبک و بزرگ‌ شده‌ای .اولین چیزی که نظرت را جلب می‌کند دیوارهای آجری و بتنی است که به‌صورت دل‌نشینی با هم ترکیب‌شده‌اند و دیوار خانه را تشکیل داده‌اند .اکثر وسایل دکوراسیونی خانه را خودش ساخته است .مثلاً آباژوری که بالای سقف با یک سیم وصل است و می‌توانی آن را پایین بیاوری و  هر طور بخواهی تنظیم کنی . خودش می‌گوید «ماریو بوتا» معمار  بزرگ جهان که به ایران آمده بود ،وارد این خانه شده و تحت تأثیر فضای خانه قرار گرفته بود . اینجا خانه سیاوش تیموری است.

وارد خانه‌اش که می‌شوی می‌فهمی وارد خانه یک معمار صاحب سبک و بزرگ‌ شده‌ای .اولین چیزی که نظرت را جلب می‌کند دیوارهای آجری و بتنی است که به‌صورت دل‌نشینی با هم ترکیب‌شده‌اند و دیوار خانه را تشکیل داده‌اند .اکثر وسایل دکوراسیونی خانه را خودش ساخته است .مثلاً آباژوری که بالای سقف با یک سیم وصل است و می‌توانی آن را پایین بیاوری و  هر طور بخواهی تنظیم کنی . خودش می‌گوید «ماریو بوتا» معمار  بزرگ جهان که به ایران آمده بود ،وارد این خانه شده و تحت تأثیر فضای خانه قرار گرفته بود . اینجا خانه سیاوش تیموری است.

تیموری متولد ۱ تیر ۱۳۱۶در تهران ، معمار سرشناس ایرانی و از چهره‌های مطرح نسل دوم معماران نوین ایران است.وی پس از پایان تحصیلات خود در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران، به پاریس رفت و دوره دکترای خود را در دانشسرای عالی ملی هنرهای زیبای پاریس گذراند و در سال ۱۹۶۹ میلادی ازآنجا فارغ‌التحصیل شد. تیموری در پاریس علاوه بر فعالیت در کنار معماران مطرح آن زمان اروپا، موفق به دریافت جایزه انجمن معماران فرانسه در سال ۱۹۶۷ شد. همچنین در مسابقه طراحی دانشکده علوم دانشگاه اصفهان در سال ۱۹۷۳ رتبه اول را کسب کرد. تیموری هم‌اکنون عضو جامعه معماران فرانسه و نیز عضو هیئت‌امنای انجمن مفاخر معماری ایران است.

طراحی مجموعه‌های مسکونی در ویل ژونیف،آپارتمان‌های برج آفتاب، نیس،مجموعه مسکونی شاتوپریگور، نیس، استادیوم ۳۰ هزار نفر پارک دو پرنس،طراحی و نظارت استخر سرپوشیده کازینوی شهر دوویل،مرکز تربیت اطفال فلج در شهر مون رودا،مرکز توسعه جسم و روان در شهر فون رومو،طراحی ساختمان در شهر آراس،طراحی مرکز صنعتی و سینماتوگرافی سن ژرمن آن لی،طراحی مرکز بهداشتی وابسته به دانشکده پزشکی دانشگاه پاریس،طراحی مجموعه بندر تفریحی ویل فرانش و مارینا خلیج فرشتگان،سرپرست گروه و طراح پایانه متروی سریع‌السیر حومه پاریس، طراح و ناظر کامپوس لویولت در حومه قصر آمبواز (برنده اول کوچک‌ترین بنا با بیشترین بازدهی)،ارائه طرح‌های مسکن و بیمارستان در کشور کامرون،طراحی، اجرا و ساخت بیش از یکصد و پنجاه پروژه در ایران ازجمله آثار  و فعالیت‌های تیموری است .پیام ساختمان با وی گفتگویی مفصل داشته که قسمت اول آن را در ادامه می‌خوانید:

چه شد  که وارد رشته معماری شدید؟
 بعد از اتمام تحصیلات ابتدایی به کالج البرز رفتم و برای اینکه بفهمم کنکور چگونه است،در کنکور دانشکده کشاورزی شرکت کردم و قبول شدم. سپس منتظر ماندم  کنکور دانشکده معماری برگزار شود چون از بچگی دوست داشتم معمار شوم .در دوران کودکی خانمی به نام ورونیک وارتانیان همسایه ما بود  که از من بسیار بزرگ‌تر بود و کار نقشه‌کشی انجام می‌داد .گاهی وقت‌ها که کمک می‌خواست پیش او می‌رفتم و همان زمان که نقشه‌کشی‌هایش را می‌دیدم  دوست داشتم که معمار شوم.کنکور معماری که قبول شدم دانشکده فنی را رها کردم .در ابتدا آتلیه حیدر غیایی قبول شدم اما به مهندس سیحون گفتم من می‌خواهم با شما کار کنم. دوره دانشکده معماری را بسیار سریع به پایان رساندم.مهندس سیحون می‌گفت؛ فکر می‌کردم خودم تنها کسی بوده‌ام که دانشکده را سریع تمام کرده است .سال 1335 که وارد دانشکده هنرهای زیبا شدم سال 1338 و 1339 و1340 تز پایان نامه ام طول کشید که بسیار مفصل بود اما شاگرداول دانشکده شدم  و توانستم  بورسیه دولت های آمریکا و فرانسه را بگیرم.

پس‌ازآن به فرانسه رفتید؟
به توصیه مهندس سیحون پیش یکی از استادان  وی  به نام «زاها »در بوزار پاریس مشغول درس خواندن شدم. سه ماهی از آمدن من به دانشکده بوزار نگذشته بود که توانستم لو کوربوزیه (معمار بزرگ جهان)را ببینم یک‌شب  در خوابگاه بودم  و خوابم نمی‌برد .بلند شدم و مقابل خوابگاه  دانشجویان مقیم سوییس- ساخته لو کوربوزیه- قدم می‌زدم .احساس کردم لوکوربوزیه دارد به سمتم می آید .فکر کردم توهم است چون کارش را دیده‌ام  و دوست دارم در ذهن من است  و واقعی نیست. ساعت هم سه و نیم صبح بود، در کمال ناباوری دیدم خودش است . پرسید" اینجا چه می‌کنی، معماری خوانده‌ای ؟" با زبان دست‌وپاشکسته فرانسه  جواب دادم: بله .گفت : برای معمار ،آثارش مانند بچه‌هایش هستند. این موقع شب آمده‌ام به آثارم سر بزنم .
گفت: چرا آمده‌ای روبه روی خوابگاه سوییس، خوابگاه برزیل را هم من ساخته‌ام . گفتم این اثری دیگر است چون خودتان سوییسی الاصل بودید و این معماری رنگ و بوی دیگری دارد .
لوکوربوزیه به من توصیه کرد بعد  از دانشکده به کار اجرایی بپرداز و دانشکده دیگری نرو .من هم کار اجرایی می‌کردم  و هم در دانشکده بودم .

پس لوکوربوزیه بیشترین تأثیر را بر معماری شما داشته است ؟
لوکوربوزیه را فوق‌العاده دوست داشتم .چون آدمی بسیار منطقی بود.او انسان‌محور طراحی می‌کرد،مانند «رایت» معمار میلیاردرها یا فرمالیست نبود  و یا مانند «زاها حدید» و «نورمن فاستر ». معماری به نظر من انسان‌محور است و باید در تمام زمان‌ها جوابگو باشد .

زمانی که در فرانسه بودید با لوکوربوزیه نیز  همکاری داشتید؟
سال 1964 میلادی بهترین فرصت برایم پیش آمد که  نزد لوکوربوزیه کار کنم.پیش وی که رفتم مرا شناخت و گفت: از آثار معماری تو خوشم آمده .البته تو سفارش شده هستی و گرنه من با هرکسی کار نمی‌کنم . حدود 8 ماه نزد وی بودم. بعد از چهار ماه «ماریو بوتا »معمار معروف معاصر هم آمد و حدود چهار ماه با لوکوربوزیه کار کرد .

چه شد به ایران برگشتید؟
سال 1968 میلادی پس از سقوط ژنرال دوگل،پروفسور رضا ؛رئیس وقت دانشگاه تهران مرا به ایران دعوت کرد و گفت: امثال شما باید بیاید ایران چون وظیفه‌ای به گردن شما هست و دانسته‌هایتان را باید به دانشجویان منتقل کنید . حقوقم در فرانسه سه تا چهار برابر حقوق ژنرال دوگل بود!حقوق سقف در فرانسه آن موقع 12 هزار فرانک بود که من ماهی 35 هزار فرانک می‌گرفتم و زندگی بسیار مرفهی داشتم اما آن را رها کردم و به ایران برگشتم .البته یکی  دیگر از دلایل بازگشت من به ایران، نگهداری از پدر و مادر سالخورده‌ام بود.

شاخص‌ترین اثر معماری شما چیست؟
کارهای من در فرانسه بسیار زیاد است.استادیوم30 هزارنفری «پارک دو پرنس» در پاریس یکی از آنها ست. هنگامی‌که تیم‌های فوتبال آنجا بازی می‌کردند یکی از گویندگان تشکر کرده بود و گفته بود در جایی داریم مسابقه می‌دهیم که معمار و طراح آن ایرانی بوده است. در سال 1964 میلادی موفق شدم جایزه سندیکای معماران فرانسه را ببرم. به من پیشنهاد دادند تبعیت فرانسه را بپذیرم ،چون جایزه، جایزه‌ای ملی بود.به «آندره مارلو» وزیر وقت فرهنگ فرانسه گفتم به‌هیچ‌وجه چون من شناسنامه فروش نیستم .بی‌هویت هم نیستم. دوست دارید جایزه را ندهید اما ملیتم را عوض نمی‌کنم.

شیوه تدریس شما در دانشگاه تهران چگونه بود ؟
شدیداً به معماری انسان‌گرا تأکید داشتم .به نظر من باید معرفت الهی در فضا حاکم باشد چون در فضایی که به اسم معنویات و انسان پرمعنا بنیانش گذاشته می‌شود ، به‌طور حتم بنیاد خانواده سالم خواهد بود.

در ایران چه پروژه‌هایی ساخته‌اید که آنها را بیشتر از همه دوست دارید ؟
در ایران حدود 160 پروژه دارم که همه آنها مانند بچه‌های من هستند ونمی توانم هیچ‌کدام را بر دیگری ترجیح دهم. وقتی می‌بینم آنها را خراب می‌کنند و به‌جای آن بلندمرتبه می‌سازند احساس می‌کنم یکی از آنها را کشته‌اند .
خانه نصـــرت کریمی(کارگردان سینما) یکی از زیباترین آثارم بود که به این صورت خراب شد .خانه مسعودیان در پل رومی از قشنگ‌ترین کارهایم بود که هرکدام با فلسفه خــــاص خودش و کاراکتر آدم‌هایی که در آن زندگی می‌کنند، ساخته‌شده است .

تعریف شما از معماری چیست؟
معماری فرم نیست و عملکرد است.چون نحوه زندگی انسان،سیاست، اقتصاد و اداره خانواده در معماری و با معماری عجین است .معماری همان چیزی است که در خانه بروجردی‌ها و طباطبایی‌ها مشاهده می‌شود. امروزه نمی‌توان از معماری خانه بروجردی‌ها و طباطبایی‌ها تقلید کرد اما می‌توان از نحوه تفکر به فضا در آن روز و زمان خاص درس گرفت. اگر در هر عصر درست به  معماری فکر کنیم با تکنولوژی اجرا و نحوه تفکر انسان‌محور به فضا  می‌توانیم معماری نتیجه‌بخش و پایداری داشته باشیم.

به نظر شما معمار باید بر چه اساسی طراحی کند ؟
معمار باید بر اساس ویژگی‌های  شخصی که در ساختمان زندگی می‌کند و بررسی اوضاع سیاسی و اقتصادی مملکت طراحی کند. چون معماری هزینه‌بر است  و  مانند تابلوی نقاشی نیست که اگر روی بوم  زدیم و خوشمان نیامد آن را سفید کنیم و یک نقش دیگر طراحی کنیم .
اگر معماری از بن و پی خراب ساخته شود و درست طراحی نشود تا ابد جواب نمی‌دهد .من اگر استادیوم صدهزارنفری برای شهر تهران بسازم و درست نباشد نمی‌توانم به مردم بگویم ان‌شاءالله استادیوم صدهزارنفری بعدی جبران می‌کنم!معماری جای  اشتباه ندارد .من اگر بودم  می‌گفتم گردن معماری را که اشتباه می‌کند بزنند .

معماری تهران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟
بسیار افتضاح است .من اسم آن را «نگروپلیس» و سیاه شهر تهران و مرگ شهر تهران گذاشته‌ام .نصف جمعیت تهران در اطراف تهران و حومه آن هستند.این غده سرطانی رشد خواهد کرد و برای ایران بسیار خطرناک خواهد بود. من نمی‌دانم چرا دولت سیاست عدم تمرکز را پیگیری نمی‌کند .

چه توصیه‌ای به معماران جوانی که وارد این رشته می‌شوند، دارید؟
توصیه می‌کنم فریب استادان خود را نخورند. در حال حاضر همه مدرک دکترا دارند ولی بی‌سواد و فرم گرا هستند .گوته می‌گوید«فرم مانند مد است»، زمان تولد و مرگ دارد اما پویا و پایدار نیست .به نظرم معماران باید به‌جای فرم به اصالت فکر کنند و به اصل خود برگردند چراکه اصل انسان است و ما فضا را برای انسان می‌سازیم .
    "  به نقل از پیام ساختمان  "
رده بندی مقاله: