دکتر حسین زمرشیدی

دکتر حسین زمرشیدی , چهره ماندگار ایران و استاد برجسته معماری اسلامی ایرانی

مصاحبه : علیرضا عظیمی حسن آبادی

            الهام پوران حاجی


هنر گفتگو:دو معمار جوان و حسین زمرشیدی

علیرضا عظیمی حسن آبادی و الهام پوران حاجی

اشاره: دکتر حسین زمرشیدی ، چهره ماندگار ایران واستاد برجسته معماری اسلامی ایرانی می باشند که کمتر کسی است که در ایران از کتاب های ایشان استفاده نکرده باشد.امروز که تمام دست اندرکاران معماری کشور در هر مصاحبه ای از معماری اسلامی حرف میزنند،در انزوا بودن این استاد فقد مایه ی تعجب است.استادی با اساتیدی چون منوچهر مزینی،محمد کریم پیرنیا،استاد لرزاده هم عصر است اما امروز کمتر از او میشنویم.این گزارش دیدگاه این استاد فقید را در باب معماری معاصر ایران شرح می دهد.در لا به لای کلام ایشان نمود های جالبی از طرز دیدگاه استاد و جهان بینی این استاد بارز میشود که ما را در قیاس با اساتید کنونی به فکر فرو می برد.

دغدغه امروز مامعماری اسلامی است،چراحضورشما در رسانه وتلویزیون کمرنگ شده است؟آیااین موج جدید شماراکنارزده؟

خیر،اینطورنیست من 48 برنامه  تلویزیونی ورادیویی   درجاهای مختلف داشتم  ولی دیگر راغب به شرکت  دراینچنین برنامه هایی نیستم به خاطراینکه زمان زیادی می گیرندو خیلی سطحی برخورد می کنند.دلسوزانه نیز کار نکردند.فقط جهت ادای تکلیف کار کردند و این با نیت من هم خوانی دارد.

امروزه طرح های دانشجویان معماری بیشتربه سمت سبکهای غربی وسبکهای جدید رفته وازمعماری ایرانی وهویت ونمودهای آن خیلی کمتر چیزی دیده می شود.حتی طرح هایی دیده میشود بدون هیچ حرفی برای گفتن.آیاشما متوجه این موضوع شده اید؟راهکاری برای آن دارید؟

من هرچهارشنبه در میان درجلسه کمیته فرهنگ وتمدن ایران اسلامی که زیرمجموعه شورای انقلاب فرهنگی است شرکت می کنم وفقط وفقط به خاطردفاع ازمعماری ایرانی واسلامی است.متاسفانه نفوذ معماری غرب از دوره پهلوی در ایران هر روز به یک شکلی بیداد می کند.دنیا مارا امروز به خاطرمسائل سیاسی اش ودیروز به خاطرصادرات پسته وفیروزه وفرشش می شناختند.اما دنیای متمدن وفهمیده ایران راهمیشه به خاطرمعماری بی همتا و باارزشش می شناخته، می شناسدوخواهدشناخت.آثار معماری،درایران بوده ولی تعلق آن به کل بشریت وکل ارض می باشد،آثاری که نه تنها مسلمین عالم بلکه تمام انسانهای مطلع ونامسلم (هنرمند ، هنردوست، هنرشناس)را به خود جذب می کند.درقبل ازاسلام به یک شکل ودربعدازاسلام به شکلی دیگرازباب ارادت به حضرت دوست وطیبین وطاهرین واقعا آثاری آفریده شده است که برتارک معماری جهان می درخشد.

درصدراسلام بناهای همچون فهرجیه که از نیمه اول قرن اول هجری قمری تابه امروزدرتمام اعیادوعزاداری ها ونمازگزاری مورد استفاده قرارگرفته است.بنای سلطان اسماعیل سامانی که زیباترین نقش آجری دراین بنای کوچک شکل گرفته و در دوره هخامنش بازارها، کاروانسراهاومیل مقبره ها نمود معماری زیبای ایرانی را به اوج خود رسانده است. کاروانسرای رباط شرف که موزه هنر آجرکاری بود دارای 999 حجره بود که بزرگترین هتل در زمان خود محسوب می شد،که بدست مغول خراب گردید.میل مسجد علی که از دوران سلجوقی از مسجد سلطان سنجرباقی مانده وباعث شد تامسجد علی در دوران صفویه ساخته شود که در پایین این میل زیباترین نقش شطرنجی هزارباف وجود دارد.

ما در سال گذشته از 400 نفر از دانشجویان معماری نظرسنجی به عمل آوردیم ومتوجه شدیم اکثراًدردرس معماری اسلامی تنها به جزوه اساتیداکتفا می کنند و منابع دیگر در این زمینه را مطالعه نمی کنندو آن عده هم که دوست داشتند در آینده کاری خوداز معماری اسلامی بهره گیرند نمی دانستند که به سراغ چه منابعی بروندو کمتردانشجویی بود که برای شناخت معماری اسلامی بنایی رادیده باشد ودرباره آن تحقیق کرده باشد. برخلاف شما که اول تجربه کردید بعد به سراغ تدریس رفتید ما استادانی داریم که هر کاری می کنند جز استادی .مرحوم مزینی هم تأکید داشتندکه استادان ما استاد نیستند؟درحال حاضر چطور می توان این مشکل رادرمعماری اسلامی ایرانی رفع کرد؟

اگر من برای شما دو روز هم صحبت کنم شما خسته نمی شوید زیرا من از کنه دل صحبت می کنم این امر کارهای من وتابلوهای من کاملا مشخص است.زمانی که استاد خودش با درس کاملا بیگانه است چگونه می تواند به یک دانشجوی ایرانی وعاشق به معماری ایرانی چیزی بیاموزد ودر نتیجه تمام این مشکلات در دانشجویان به وجود می آیدوبه نظر من همه این هابه مسئولین مملکت و وزارت علوم برمی گرددکه نظارت کافی دراین زمینه ندارند.

چرا ازکتابهای شما که بعضی از آنها کتابهای جهانی است در ایران به نحو احسن مورد استفاده قرار نمی گیرد؟

این به من استاد و شمای دانشجو و حتی  به دانشگاه  هم مربوط نمی شود به مسئولین مملکت مربوط می شودباید آنها بخواهندکه ما به خویشتن ازمعماری برگردیم اگر سه نفر از میراث فرهنگی،سه نفر از وزارت مسکن وشهرسازی وسه نفر از شهرداری که خیلی در این زمینه مقصر است و سه نفراز اساتید دانشگاه ،در کنار هم جمع شوند و به شورای انقلاب فرهنگی راهکاری را ارائه دهند بدین صورت که اگرهر ایرانی درساختمانی که می سازد از نمودهای معماری اسلامی ایرانی درنماهای داخلی وخارجی استفاده کند به آن فقط یک درصد پاداش دهند ازاین همه تراکم هایی که شهرداری می فروشد. بدانید که با این حرکت تحولی بزرگ در معماری بوجود می آید.به طور مثال در شیراز روبروی باغ ارم سازه های بتنی و فلزی بسیار گسترده وبا رعایت تمام اصول چه ازنظر تاسیساتی وچه از نظرطراحی ساخته شده است ونمای خارجی وداخلی آن با استفاده از نقوش آجر وکاشی طراحی شده است که واقعا دنیایی از ارزش بوجود آورده است. تنهاوتنها دولت باید مشوق باشد و گرنه افراد زیادی هستندکه می خواهندوهزینه آن را هم متقبل می شوند. ما می توانیم در برج هایمان به جای استفاده از مصالحی مثل شیشه های رفلکسی که تشعشعات آن جان انسان را هنگام عبور از کنار آن دگرگون می کند ومضر است ویا سنگهایی مثل گرانیت که اسکوپ هم نمی شوند وسانحه بوجود می آورند، از بند های آجر که از عمر پدراران ما،از زندگی جاودانه ،از ارادت هاوارزش های ما سخن می گوید، استفاده  کنیم. حتی به جای آجر می توان از پلاستیک های شفاف استفاده کرد که هم سبک است وهم نصب آن راحتتر صورت می گیرد. زمانی که یک خارجی به ایران می آید مسجد بی همتای شیخ لطف الله و برج زیبای علی ونقوش سردرسازی وپیرنشین هاو ملائکه سازی ها در نظرش است. چرا ما با ساختن برج های ناهمگون وبا متریال های متنوع ذهنیت غیر ایرانی را خراب می کنیم؟(شاردن فرانسوی می گوید من 18 ماه در کوچه های اصفهان پرسه می زدم فقط به خاطر چنین نقوش و آیاتی که بر در ودیوار بناهای این شهر است.) این نشان از عشق معماری اسلامی ایرانی دارد که در دل مردم نهفته است. تنها دولت است که با تصویب راهکار های جدید پیرامون معماری اسلامی ایرانی می تواند این مملکت را به خویشتن از معماری بازگرداند.

- در تحصیلات تکمیلی ما تنها دورشته معماری اسلامی و مطالعات معماری ایران در این زمینه وجود دارد و بقیه رشته ها از خارج ایران آمده است مثل تکنولوژی معماری، انرژی معماری، مدیریت پروژه که لازم ومفید می باشندوبیشترداوطلبان کارشناسی ارشد ابتدا این رشته های جدید، در آخر هم  به ناچار معماری اسلامی را انتخاب می کنند.به نظر شما علت این امر چیست؟

علت این است که دانشجو در دوره تحصیل خود معماری اسلامی را خوب نشناخته است .اگر این دوواحد درسی بااستاد مطلع و امکانات لازم وبازدید پاس شود، مطمئن باشید این جوان علاقه مند به معماری خودی می شود.زمانی که استاد خود کاشی فیروزه ای را لمس نکرده ونقش وتراش آنها راموردمقایسه قرار نداده ویک نقش اسلیمی وخطایی طراحی نکرده است ، چگونه می تواند مروج آن باشدودانشجوراعلاقه مند به معماری اسلامی ایرانی بکند. که بازهم برمی گردد به عدم نظارت درست وزارت علوم .

- استاد چرا کتاب های شما در بازار نایاب شده است در حالیکه کتاب های ترجمه شده درجه2و3 با مؤلفان کم سواددرمعماری ایرانی و قیمتهای گزاف، فراوان است ؟حتی کتاب هایی پراز غلط های علمی وادبی با عکس های رنگی،چندین بار تجدید چاپ می شوندو دانشجو  بالاجبار برای اینکه منبع کنکوراست آن را تهیه می کندوچیزی هم از آن ها زیاد دستگیرش نمی شود، ولی کتاب ها ی شما چاپ مجدد نمی شود؟

من هفت سال روی کتاب عناصر تاریخی زحمت کشیدم و عکاس حرفه ای بردم عکس های بسیار تهیه کردم ،چقدر هزینه کردم ، چون کاغذ گلاسه وچاپ نفیس و رنگی است و چاپخانه ها به دلیل هزینه بر بودن ، مجددا چاپ نمی کنند.همیشه روابط از ضوابط موثرتراست. از ابتدا که شاگرد بنا بودم تا به امروز که استاد دانشگاه هستم من همیشه روی پای خودم ایستاده ام. وعلت دیگر این است که دانشگاه از من حمایت نمی کند.آنهارا منتشر می کردم و به هر دانشجوی معماری ابتدای ورودش به دانشگاه یک کتاب هدیه می دادم و آن را عاشق معماری ایرانی می کردم.

-به عنوان سوال آخراستاد چرا شما در دانشگاه های دیگر بجز دانشگاه رجایی تدریس نمی کنید؟

من ابتدا در آموزش و پرورش استخدام شدم و در مدارس تدریس می کردم استاد کار بودم سپس آموزگار حرفه ای شدم ،  برای گرفتن دکترا به آلمان رفتم بعد ازآن هنرآموز شدم وبعدازآن هم استاد یار شدم والان هم که دانشیار هستم .من از سال 1365 در این دانشگاه تدریس می کنم وتمام وجود وخون من متعلق به این دانشگاه وآموزش و پرورش می باشد.اتفاقا دانشگاه های دیگر مبلغ زیادتری به من پیشنهاد می دهند ولی اگر من به دنبال پول بروم دیگر نمی توانم تا پاسی از شب بیدار بمانم وکتاب بنویسم ، تابلوهای نفیس کاشی درست کنم . واینهاست که برای بچه های ایران ماندگار است ومن خودم را مدیون آنها می دانم.اگر امروز این تلاش را نکنیم فردا باید جواب این ملت و خدا را بدهیم. وقتی آدم بخواهد خدمتی رابکند وقت بسیار کم است. ما از یک لحظه ی دیگر خود خبر نداریم .

 

رده بندی مقاله: